دست هایم را نمیخواهم
آینه ؛ تو از شکستن چه میدانی
که شکسته شدنم را
اینطور به رخم میکشی ؟؟
غروب جمعه ها را باور ندارم...
چگونه هفته ای بی تو گذشت و من هنوز
زنده ام ؟؟

من کــَـر نیستم
فقط از وقتی صدایت را شنیدم
دیگر هیچ صدایی شنیدنی نیست
" دست هایم را نمیخواهم "
وقتی دوریمان آنقدر میشود
که دیگر بوی دستانت را
نمیدهند
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 21:12 توسط shamekh
|
ــ ـ ــ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ــ ـ